Two guys were walking home. On their way, they walked through a cemetery. The first guy happened to glance at a gravestone. He read… "Here lies Tom, a lawyer and an honest man." The first guy said to the secondary
guy… "Hey John, there's three people in this grave.
دو نفر داشتند به خانه میرفتند و توی راهشان از یک قبرستان نیز گذر می کنند. ناگهان چشم یکی از این دو به سنگ قبری می افتد و میخواند: اینجا آرامگاه تام است، یک مشاور حقوقی و مردی
امین." اولی به دومی می گوید: " اینجا رو، جان! توی این قبر سه نفرو
گذاشتن!"
**************************************************
A blond, a brunette, and a redhead are trapped on an island. While walking along the beach one day they spot a lamp in the sand. They pick it up and rub and pop out a genie. He says, “I’ll grant you each one wish. What is yours?” he asks the brunette
“I’m sick of this island, I wish to go home,” she answers. Poof! She disappears The genie then turns to redhead. “What is your wish?” he asks. “I’m also sick of this island, so I wish to go home, too,” she replies. Poof! She disappears.
Finally, the genie asks the blond, “What is your wish?”
She answers, “Well, I’m very lonely now. I really wish my friends were still here
یک خانم مو بور، یک خانم مو قهوه ای و یک خانم مو شرابی در جزیره ای گیر افتادند. یک روز، همین طور که این سه در کنار ساحل قدم می زدند، فانوسی را در میان شن و ماسه های ساحل یافتند. آنها فانوس را برداشته و پاک کردند که
ناگهان یک جن از فانوس پدیدار شد. جن گفت: "من یکی از آرزوهای هر کدامتان را تحقق می بخشم." آنگاه رو به زن مو قهوه ای کرد و گفت: "آرزوی شما چیست؟"
زن مو قهوه ای جواب داد:" من از این جزیره خسته شدم، آرزو می کنم برگردم خونه." پوف! زن مو قهوه ای غیب شد.
سپس جن از زن مو شرابی آرزویش را پرسید و جواب شنید: " من هم از این جا بودن خسته شده ام. من هم می خواهم به خونه برگردم." پوف! زن مو شرابی غیب شد.
آخر سر، جن از زن مو بور پرسید، "آرزوی شما چیست؟"
زن مو بور جواب داد: "خب، من الان خیلی تنها شده ام، پس از صمیم قلب آرزو می کنم دوستام دوباره برگردن پیشم!" **************************************************
Mr.Bean Science
.
.
I was stuck in ELEVATOR for 3 hrs
Due to electric failure
Mr.Bean:
Ya me too
I was stuck on ESCALATOR for 5 hrs
جک مستربین
از زمانی که برق رفت من تو آسانسور 3 ساعت گیرکردم.
.
.
مستربین:
من هم همین طور!!
من 5 ساعت رو پله برقی گیرکردم.
**************************************************